پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
27
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
بعد از آن همانطور كه قبلا گفتم ، سعى كردم ناشناس زندگى كنم و در فكر بودم كه چه بايد كرد . نظر من بر اين بود كه قبل از هر چيز به ديدار شاه كه حوالى مرزهاى تركيه و گرجستان به نبرد با گرجىها مشغول بود ، بروم . من به هر حال بايد از آن نقاط رد مىشدم ؛ زيرا طبق نقشهاى كه براى خود ترتيب داده بودم ، بر سر راه مراجعت من قرار داشتند ؛ ولى بعدا به دليل رخ دادن وقايع جديدى كه مهمتر از همه آرام شدن آتش مخاصمه با تركها بود ، به اين احتمال كه شاه مسلما پس از بازديد از مرزها به زودى به منظور پذيرفتن سفراى جديد اعزامى از طرف پادشاه لاهور و مغول كبير به اصفهان مراجعت خواهد كرد ، تصميم گرفتم حداقل تا دريافت اطلاعات جديد در اين شهر باقى بمانم ؛ زيرا اگر عازم مىشدم ، اولا معلوم نبود جاى شاه را كه در حال مسافرت است به آسانى پيدا كنم و ثانيا اين خطر وجود داشت كه راههاى اشتباهى زيادى را بپيمايم و به فرض پيدا كردن شاه ، مجبور شوم تمام راه را با او برگردم ؛ زيرا امكان نداشت بتوانم بلافاصله از او اذن مرخصى بخواهم مضافا اينكه او به منظور نشان دادن عظمت دربارش مايل است ورود سفراى خارجى و ساير تشريفات را به ميهمانها نشان دهد . به دليل پيشگفته در اصفهان ماندم و اكنون توسط قاصدى اين كيسهء پست را كه محتوى نامههايى چند به مقصد قسطنطنيه و رم است ، تا آن شهر ارسال مىكنم ، تا برايم پول فرستاده شود ؛ زيرا براى تأمين مخارج اقامتم در اصفهان و مسافرتهاى آينده خيلى به آن احتياج دارم . جواب نامههايى را كه به ايتاليا ارسال داشتهام ، اگر نرسد ، لااقل مىتوانم بگويم جواب از قسطنطنيه خواهد رسيد ؛ زيرا به فرض اينكه شاه زود به من اذن مرخصى دهد ، باز هم مجبورم تا آخر ماه اوت صبر كنم و به اين ترتيب در انتظار مراجعت شاه ، بايد در اصفهان بمانم و براى گذراندن وقت ، نقاط مختلف اين شهر بزرگ و زيبا و پرجمعيت را ببينم . در مشرقزمين به استثناى قسطنطنيه و حومهء آن ، واقعا هيچ يك از نقاط ديگر را نمىتوان با اصفهان مقايسه كرد و نسبت به قسطنطنيه نيز اصفهان نه تنها از بسيارى جهات مساوى است ؛ بلكه به جرأت مىتوان گفت از آن برتر است . از لحاظ وسعت ، اصفهان با ناپل برابر و شايد مختصرى كوچكتر باشد . « 1 » در اطراف آن به
--> ( 1 ) . كوششهاى شاهعباس در راه عظمت و زيبايى اصفهان باعث شد كه اين شهر در زمان او با قريب ششصد هزار سكنه يكى از بزرگترين و زيباترين شهرهاى عالم شود . البته موقعى كه نويسندهء اين سفرنامه وارد اصفهان شد ، هنوز اين شهر به اوج عظمت خود نرسيده بود . در اين باره نويسندهء انگليسى ، لاكهارت ، در -